نمی دونم چرا ولی از بچگی دوست داشتم از ایران برم. انگیزه زیاد دارم هردف هم دارم ولی هر سال که می گذاره یا بهتر بگم وقتی از یه مرحله که می گذرم فکر می کنم سخت تر میشه رفتن ولی تصمیمم راسخ تر.
دلم می خواد برم یه جایی که دیگه فکر نکنم چرا فامیل ندارم چون واقعا نیستن اونجا به جایی که دوستام که انقدر رنگ عوض کردنو نبینم و مثل دوران نوجوانی تصویرشون زیبا بمونه. برم که بی وفایی آدما خیلی برام مهم نباشه. برم که بدونم اگه تنهام چون جدیدم. برم که از اول بسازم. برای آینده خودم و خانواده ام
(Oct-16-2011 02:36 PM)humsun نوشته است: [ -> ]برای مشاهده باید عضو سایت باشید
لینک ثبت نام
سلام.بجز اولین جملتون که در مورد من صدق نمی کنه بقیه نوشتتون دقیقا حرف دل من هم هست. این جمله" برم که بدونم اگه تنهام چون جدیدم" که معرکه است.
منتها مطمئن نیستم آسمان اونجا رنگ دیگه ای باشه! ولی میرم. حتما!
امیری، آسمون همه جا همین رنگیه من می دونم ولی خب هر کی تو زندگی شخصی مسائلی داره(من نمی گم مشکل) که خودش فکر می کنه یه تغییری لازم داره حالا رفتنه، موندنه، خوندنه و ...
قطعا چیزهایی رو باید از دست داد تا چیزهای جدیدی بدست آورد که خب حالا باید سبک سنگین کرد ولی من همیشه به همه رفته ها میگم که اینجا هم غربت خودش رو داره و دلشون که تنگ می شه فکر نکنن مردم اینجا مثل سابق هستن. اینجا هم همه مشغول زندگی شخصیشونن و کمتر به هم میرسن و من دنبال جایی می گردم که وقتی به کمک نیاز دارم منتظر همسایه، فامیل یا دوست نمونم بلکه خدمات اجتماعی اون کشور دستمو بگیره.
(Aug-01-2011 09:42 PM)m9780 نوشته است: [ -> ]برای مشاهده باید عضو سایت باشید
لینک ثبت نامسلام. از تعداد تشکری که ار پست شما شده میشه فهمید که زیاد به مذاق رفقا خوش نیومده. ولی از نظر من که تو این چند ماه بعد از قبولی جدی تر به مهاجرت فکر میکنم واقعیت رو گفتید و دلسوزانه هم گفتید.
همه ما میگیم که مهاجرت میکنیم چون از تبعیض خسته شدیم و مثالهایی هم از این تبعیض میاریم ولی فکر میکنم اگر صادقانه قضاوت کنیم خودمون هم مقصر هستیم. قطعا موارد زیادی دیدیم که فردی با سواد و تجربه به مراتب کمتر از ما در موقعیت بهتری قرار دارد و اسمشو به درستی تبعیض و ظلم گذاشتیم ( ظلم در معنای مخالف عدل و عدل به تعریف حکما به معنی قرار دادن هر چیزی در جای خودش) ولی ایا ما دقیقا در جایی هستیم که مستحق اون هستیم؟ یعنی دیگرانی نیستند که از ما بهتر باشند ولی در موقعیتی پایین تر از ما باشند واز نظر اونها ما درحق اونها ظلم کرده باشیم؟؟؟
اگر پاسخ به این سوال مثبت باشه و اگر اونطور که شنیدیم شایسته سالاری در امریکا به مراتب بیشتر از ایران اعمال بشه ، فکر میکنم اکثر ما چیز زیادی نداریم که به جامعه امریکا بدهیم پس مهاجرت موفقی نخواهیم داشت. مگر اینکه کلا گذشتمون و موقعیت قبلی را فراموش کنیم ( فراموشی بگیریم! ممکنه؟؟) ودلخوش کنیم که در امریکا زندگی می کنیم.
همه دلایلی که دوستان در تصمیم به مهاجرت مطرح میکنند درست و به جاست، ولی فکر میکنم اینها هیچکدام دلیل اصلی نیست. ما فقط میخواهیم برویم. همین. تصمیم ما بر رفتن است! در آنالیز تصمیم گیری مدلی به نام انتخاب ضمنی وجود دارد. این مدل رفتار ی را تشریح می کند که فرد از قبل انتخاب کرده و تصمیم گرفته است حال به دلایلی مثل رویه های اداری یا انچه که مشورت و تفکر بیشتر مینامیم روند تصمیم گیری را طی میکند. مزایا و مضار انتخابش را احصا می کند و امتیاز دهی می نماید و جالب اینکه به همان تصمیم اولیه می رسد!
علت عدم موفقیت برخی از مهاجرین همین انتخاب ضمنی است( اگر بازگشت به وطن را بتوان عدم موفقیت نامید).
می توان قضیه را اینقدر پیچیده ندید یعنی نه از وطن چنین تصور جهنمی ساخت که : باید رفت و اینجا دیگه جای ما نیست!! و نه از امریکا ارض موعود!! . علی الخصوص به کیس لاتاری می توان به عنوان فرصتی برای آشنایی با سرزمین و فرهنگ جدید با امکان اشتغال و به فعل رساندن تمام انچه متصوریم که در چنته داریم نگاه کرد. به همین سادگی.
نشد! بر می گردم، حتی جهنم هم به یکبار دیدن می ارزد امریکا که جای خود دارد.
جیب خالی؟ پ ن پ! انتظار داشتید برای زندگی در امریکا یارانه نقدی( بخوانید پول امام زمان) به شما بدهند؟ رفتید و برگشتید ، مسلما هزینه کرده اید!
طولانی شد. ببخشید . نظر شخصی من بود.
(Nov-19-2008 09:56 PM)WIKIMAN نوشته است: [ -> ]برای مشاهده باید عضو سایت باشید
لینک ثبت نام
سلام
من مدت زمان زیادی در اروپا زندگی کردم ,به ایران برگشتم و الان میبینم که اینجا ماندن برای منی که پر پروازی دارم کار اشتباهیه ولی نمیخوام به اروپا برگردم ,دارم تمام تلاشم را میکنم که امریکا برم و آنجا زندگی کنم و درصورتی هم که جا بیافتم ادامه تحصیل بدهم .
با آرزوی موفقیت برای همگی
مهاجرت برای من یعنی رفتن به آمریکا.
آمریکا برای من مثل گذر از یک مرحله سخت به آسونه.ایران برای من یعنی یادگرفتن تفاوتها ، سختی ها ، مهربونی ها ، مفهوم خانواده و تجربه تا بتونم از آموخته هام برای ساخت زندگی مورد نظرم استفاده کنم.به آرزوهام فکر کنم و ببینم چجوری میتونم بهش برسم.
تا الان هیچ گونه شرایطی برای مهاجرت ندارم ؛ مانند زبان ، مهارت فنی ، پول ،آشنا فامیلی ، حتی گذرنامه ؛ اما خود ساختگی را که یکی از مهمترین عوامل موفقیت به حساب میاد را سعی کردم بدست بیارم و بدست آوردم.این موضوع من را برای مهاجرت ترغیب میکنه.چون میدونم مرحله سخت رو به اتمام هستش.